|
نگاهی به تحولات و توسعه ی دموکراسی در مثلث پارسی نشین
|
خداوندا!
سال نو را سالی پر برکت و همراه با پیروزی برای تمام افغانها در سرتاسر دنیا قرار بده.
دشمنان افغانستان را هدایت نما و اگر قابل هدایت نیستند از ریشه نابودشان گردان.
افکار بد را از اطراف ملت افغان دور بدار و سیاستمداران افغان را وجدان و صداقت و عشق به این ملت عطا بفرما.
امنیت و فرهنگ دوستی و عشق را بر دلهای ما حاکم گردان و غرور و خود پرستی را از دلهای ما به دور دار.
چنان کن که در انجام کار
تو خوشنود باشی و ما رستگار
عکس از وبلاگ افغانستان امروز
خشم حامد کرزی در برابر پرویز مشرف
پس از سخنان تند و بی پرده ی پرویز مشرف در مورد بی کفایتی آقای کرزی در انجام وظایفش، این اولین بار است که آقای کرزی در مقابل مردمش ظاهر می شود.
آقای کرزی که در محفل بزرگداشت سالروز مرگ آقای مزاری در غرب کابل شرکت کرده بود، عصبانی به نظر می رسید و از ابتدای سخنرانی نیز می کوشید که هر چه زودتر به اصل مطلبی که می خواهد بیان کند، بپردازد.
موضوع اصلی در این جا است که اگر آقای کرزی به جای سیاست "انفعال مصلحتی" در برابر پاکستان، سیاست "گفتگوهای برابر" بر سر مبارزه علیه تروریزم را بر می گزید، اکنون دست بازتری در توجیه سیاست های خویش در برابر ملتش نسبت به پرویز مشرف می داشت.
آقای ظاهر طنین، سر دبیر بخش فارسی بی بی سی در لندن معتقد است که ناکامی پاکستان در جلب حمایت آمریکا دلیل اصلی عصبانیت پرویز مشرف است:
اما شايد عصبانيت آقای مشرف دلايل بيشتری داشته باشد، اگر اين ادعای رئيس سابق آی. اس. آی ژنرال حميد گل را بپذيريم که آژانس آی. ان. ان از او نقل کرده است. او می گويد: "سخنان مشرف به صراحت نشان می دهد که ملاقات اخير وی با پرزيدنت بوش بی نتيجه و ناکام بوده است... پرزيدنت بوش به مشرف هشدار داده تا از نفوذ تروريست ها جلو گيری کند."
یکی دیگر از تحلیلگران بی بی سی در کابل،آقای آصف معروف، رییس بخش افغانستان بی بی سی ارتباط عصبانیت پرویز مشرف با امضای توافق نامه ی هسته ای آمریکا با هند را مردود نمی داند:
همزمان در پاکستان برخی از محافل در پی نزديکی آمريکا با هند تصور دارند که تحولاتی در راه خواهد بود و لذا مقامات کنونی پاکستان ممکن است به اقداماتی نظير محدوديت دسترسی افغانستان به راه های ترانزيت و بنادر پاکستان نيز دست بزنند.
آنچه که مسلم است این است که آقای کرزی به عنوان رییس جمهور افغانستان نیاز به حمایت سرتاسری مردم افغانستان دارد و باید بکوشد تا افکار عمومی را در جهت حمایت خود بسیج کند.
اما ضعف سیاسی آقای کرزی در بسیج افکار عمومی مشکلی است که آقای کرزی را به شدت بی اعتبار ساخته است.
به مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن
مسئله ی زن درافغانستان
تخلف جنسی، تجاوز جنسی، ربوده شدن، جنسیت ضعیف، عقل ناقص، آبرو و حیثیت و غیرت افغانی مفاهیمی هستند که برای توجیه در بند نگاه داشتن زنان و دختران در افغانستان استفاده می شود.
بسیاری از این مفاهیم زاده ی یک بخش کاملا منحط و غلط از فرهنگ افغانها است و بخشی دیگر پرورده ی فکر تاریک سیاستمدارانی است که تحول و اصلاح را در جامعه ی افغانستان به سود خود نمی بینند و یا همچون آقای کرزی اختیار، توانایی و جسارت اصلاح امور را ندارند.
مشکل اساسی در کجاست؟ آیا خود زن افغان در این ناهنجاری دخیل است یا مرد افغان؟ و یا هر دو؟
راه حل چیست؟ آیا کمونیسم راه حلی پیشنهاد کرده بود؟
در این نوشتار ، نگارنده سعی دارد تا به برخی ازاین پرسشها نظری افکند البته بدون پرده پوشی وتعارف .
ابتدا بهتر است گروه های مختلف فکری-اجتماعی زنان را بر شماریم که به طبع نظر شخص نگارنده را باز تاب می دهند:
1- زنان سنتی واپسگرا:
این دسرزنانی هستند که به خود اجازه ی به دست گرفتن اختیار زندگی خود را نمی دهند چون خود باوردارند که ازاین توانایی برخوردارنیستند وخداوند آنان رابرای کامیابی ولذت جویی مردان آفریده است.
این سنت وفرهنگ که ازمتن تفکرجامعه ی افغان درمورد زن سرچشمه می گیرد، باعث می شود تااین گونه زنان درآشپز خانه به دنیا بیایند ودرآشپزخانه از دنیا بروند .
همین طرز فکر است که باعث شده در برخی ازمناطق جنوبی زن درکنار حیوانات به فروش برسد که نگارنده خود شاهد اصلی این ماجرا است .
( سازمان بین المللی درمورد وضعیت زنان در افغانستان )
در صد بالایی از زنان افغان در این گروه جای دارند که در قریه ها و روستاها ی دور افتاده ی افغانستان به سر می برند.
دسترسی به این دسته بسیار مشکل است چون خود را حتی از شنیدن رادیو هم محروم می دانند و فقط سرگرم امورات زندگی شوهرانشان هستند و همانند ماشینی که از تخم مرغ، جوجه می سازد عمل می کنند.
فرار از این سیستم سخت اجتماعی برای آنان بسیار مشکل است و به قیمت زندگی شان تمام می شود.
خود سوزی دختران در ولایت هرات در واقع راهی است که زنان و دختران پس از دریافت رنگهای دیگری از یک زندگی طبیعی ، بر می گزینند تا ازشر یک زندگی تحمیلی وخسته کننده راحت شوند.
در واقع منشاء خودسوزی ها بخش دیگری از فرهنگ افغان ها است که بر طبق آن، پناه بردن به افراط و تفریط برای خاموش نمودن شعله های هیجانات و خواسته هایی که سال ها سرکوب شده تنها راه موجود به نظر می رسد.
مردانی که در اطراف این گروه از زنان و با آنان زندگی می کنند نیز افرادی بی سواد هستند که هیچ گونه تفکر و اندیشه ای را به خود راه نمی دهند و همانگونه عمل می کنند و می گویند که از" ملای قریه" و یا "ریش سفید" قوم می شنوند ـ طوطی وار.
ملا و ریش سفید نیز برای دوری از مشکلات زیاد وپیچیده که استعداد و نفوذ او را زیر سؤال می برد همواره از مردها می خواهد تا زنان را زیر برقع یا چادری پنهان سازند.
مردانی که در ادارات دولتی و پاسگاه ها، در این مناطق کار می کنند نیز هیچ گاه جسارت دفاع از هیچ زنی را ندارند چون خود نیز زاده ی همین فرهنگ غلط زن ستیزی اند.
جالب این جاست که رئیس کمسیون حقوق بشر در قندهار نیز که خود محصول همین فرهنگ غلط بود از دختری که در بخش عکاسی با این اداره همکاری می کرد و از کابل به قندهار رفته بود می خواست که برقع یا چادری بپوشد و گرنه حق کار کردن با این کمیسیون را ندارد!؟!
2 ـ زنان و دختران مد گرا!
این دسته از زنان که اکثراً در شهرهای بزرگ زندگی می کنند از توانایی مالی خوبی برخوردارند.
آنان در استفاده از هر گونه مواد آرایشی دریغ نمی کنند و در اصطلاح عوام " به آنها ربطی هم ندارد که زنان دیگر چه می کشند" .
این دسته از خانم های پول دار در واقع آتش تعصبات را داغ تر می کنند و چون هیچ به تعادل و تعامل و سازش با امیال خود فکر نمی کنند در واقع برای آن دسته از زنان و دخترانی که راننده و ماشین شخصی ندارند به عنوان دشمن عمل می کنند.
زنان و دختران وزرا و سرمایه داران بزرگ غرب نشین و بعضی فرماندهان نو کیسه در کابل نیز از این دسته اند که با تفنگدار و ماشین های قیمتی به خرید هفتگی می روند و اصلاً هم برایشان اهمیتی ندارد که دیگران چگونه اند.
این دسته نیز با مردانی همراه اند که حقوق زنان را فقط دراین می دانند که برای شان پول های گزاف خرج کنند تا آنها هیچ کمی وکاستی از لباس های مد روز، لوازم آرایشی و طلا و جواهر نداشته باشند و همینکه این دسته تحت اراده وخواست مردان باشند برای شوهرانشان کفایت می کند واگر زمانی اشتباهی مرتکب شدند باکمی خشونت می توان آ نان اصلاح کرد!؟
3- زنان ودختران مدرن !
در صد بسیار پایینی از اجتماع زنان را تشکیل می دهند که در برخی از شهرهای بزرگ زندگی می کنند.
این دسته نیز در افراط وتفریط که شرط و مشخصه اصلی زندگی افغانی است بسرمی برند که می توان آ نان رابه دوگروه متفاوت تقسیم نمود .
الف - زنان ودخترانی که راه اصلی و منطقی برای احیاء حقوق خود را بااندیشه های بیگانه ودور از عقل غربی به اشتباه می گیرند و می خواهند که افغانستان راه هزار ساله را یک شبه بپیماید.
مثال بارز این دسته اززنان ، زنان انقلابی افغانستان یا ( راوا) است که حتی در بخش هایی به مبارزه ی مسلحانه پرداخته است.
این گروه نیز به دلیل غرق شدن درتفکرات غربی همچون ، سکولاریسم ( ضددینی) فمینیسم ( زن گرایی) و دیگر مکاتب غربی می خواهند این مفاهیم را باخشونت ویا باروش های دیگر یک شبه بر زن افغان تحمیل کنند.
واز آ نجا یی که زنان افغان نیاز های ابتدایی دیگر همچون سواد آموزی وکاریابی دارند ، این د سته مورد استقبال عمومی قرارنمی گیرند وکوشش های آنها به ثمرنمی رسند .
ب- زنان ودخترانی که قدرت تفکر بالایی دارند وریشه های بحران رامورد مطالعه قرار می دهند.
این دسته می کوشند تا با قضاوت درست و منطقی راهکارهایی را برگزینند که هم در زندگی عملی خودشان مورد استفاده قرار گیرد وهم به صورت اندیشه های مکتوب به دیگران منتقل شده وثبت تاریخ گردد.
به هرترتیب، زن افغان خود نیز دچار خودسانسوری است واز طرفی افراط وتفریط درتمام موضوعات زندگی وی باعث می شود که ازتحولات اجتماعی وسیاسی عقب مانده وازآنجا یی که اکثریت جامعه ی افغان را زنان تشکیل می دهند این پس مانی باعث ضررهای فراوان اقتصادی ، فرهنگی وسیاسی برای کل افغانستان می شود.
لینک های مرتبط:
گزارش سازمان عفوبين الملل درباره وضعیت زنان در افغانستان زنان و راه دشوار دموکراسی در افغانستان / گفتگو با خانم ملالى جويا پای صحبت یک زن افغانی-آمریکایی
طرح چند سوال در ارتباط با سفر رییس جمهوری به پاکستان
لغو سفر آقای کرزی به ایران و دو گانگی در توجیه آن سوالاتی را در محافل سیاسی برانگیخته است که تا هنوز گنگ مانده است.
در ابتدا سخنگوی ریاست جمهوری دلیل اصلی لغو سفر را وضعیت نامناسب جوی بیان داشت اما ریاست جمهوری دریک کنفرانس مطبوعاتی که در قصر گل خانه دایر نموده بود، ازاین" دلیل اصلی" هیچ سخنی به میان نیاورد.
در خلال کنفرانس لندن آقای پرویز مشرف از آقای کرزی دعوت به عمل آورد تا از پاکستان دیدار نماید.
این دعوت از جانب آقای کرزی مورد اطاعت قرار گرفت و ایشان با عجله عازم پاکستان شد.
از آنجایی که آقای کرزی می ترسید که این سفر عجولانه، مورد بی اعتنایی مطبوعات قرار گیرد، یک گروه چند ده نفره از خبرنگاران افغانستان را با خود به اسلام آباد برد.
در این سفر روی مسایل زیادی بحث شد و در کمال ناباوری آقای کرزی در مورد اینکه چه افرادی را در کابینه ی خود جای دهد و چه کسانی را از پست وزارت خلع کند، با آقای مشرف مشورت کرد.
سوال این جاست که :
آقای کرزی برای چه کسانی کار می کند؟ مردم افغانستان یا پاکستان؟
افغانستان دارای یک پارلمان تقریبا منتخب است، چه مشکلی وجود داشت که آقای کرزی به جای مشورت با نمایندگان مردم با رییس جمهور پاکستان در این باره مشورت کرد؟
آیا زمامداران پاکستانی نظر دولت افغانستان را در باره ی کابینه ی دولت خود جویا شده اند؟
چه طور است که آقای کرزی وزارت سرحدات و قبایل را به یکی از افسران آی اس آی بسپارد؟
آقای کرزی همچنین در دیدار با مقامات ارتش این کشور در دانشگاه علوم نظامی اسلام آباد خواستار باز سازی ارتش افغانستان توسط ارتش پاکستان شد.
آیا این درخواست، درخواست برای انهدام ابدی افغانستان نیست؟
آیا درخواست کمک از ارتشی که قسمت زیادی از کشورمان را در اشغال دارد کار درستی است؟
چطور است که آقای کرزی همانند اجداد خود - نورمحمد تره کی و ببرک کارمل که ارتش سرخ شوروی را برای کمک به انقلاب کمونیستی فراخواندند- از ارتش پاکستان بخواهد که برای برقراری امنیت به افغانستان بیاید؟