تبليغاتX
بازگشایی یک پرونده ی سیاه
نگاهی به تحولات و توسعه ی دموکراسی در مثلث پارسی نشین

نگاهی به مطبوعات چاپ کابل

 

 نزدیک به چهار سال است که افغانستان از جنگ، جنایت، خیانت و وحشی گری خود را دور ساخته است و می کوشد لنگ لنگان به سوی ترقی و پیشرفت گام نهد.

 

مطبوعات یا همان رکن چهارم دموکراسی همیشه باعث زایش فرهنگ های نو و جوان می شود، اما در کشور ما این رکن معتبرنیزچون همیشه دستاویز و با زیچه ی چند ریش سفید و جنگ سالار بی اراده بوده است.

 

مطبوعات چاپ کابل را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

 

۱) مطبوعات دولتی:

 

ناهنجار ترین و کسالت آورترین اندیشه هارا می توان در پیکره ی مطبوعات دولتی پیدا کرد.

 

هر اندازه که وزیر فرهنگ به گسترش مطبوعات آزاد در افغانستان می نازد می باید به همان اندازه در ارتباط با توسعه ی مطبوعات دولتی شرمسار باشد.

 

 فروپاشی نظم اداری، نقض اصول اساسی خبرنگاری، بزرگنمایی اقدامات دولتی، نگارش و کیفیت نامطلوب، کتمان نارسایی های دولت و... از مشخصات بارز این دسته از مطبوعات می باشند.

 

کارمندان، با بی تفاوتی و بی علاقگی بر سر کار خود حاضر شده و به اصطلاح روز می گذرانند و انتظار دارند که حقوق ماهیانه ی ایشان همواره بالا رود و دولت همانند گذشته با درنظرداشت یک زندگی اشتراکی(!) به آنها لباس و غذای مفت بدهد.

 

مراتب اداری به گونه ایست که "پایین رتبه" نیرو و ابتکار خود راهمیشه صرف آن می کند تا "بالا رتبه" را از گردونه به پایین کشانده و کرسی او را از آن خود سازد.

 

در این گیر و دار، بالا رتبه ترین مقام نیز می کوشد تا خود را به " سلام خانه " یا " والسلام خانه " برساند که در صورت اول، محرم کرزی و اطرافیانش و در صورت دوم محرم انجوهای خوش خط و خال شده وبا هر نوع ساز آنها به رقص و پایکوبی می پردازد.

مطبوعات دولتی به طور عموم از پی گیری یک سیاست واحد فرهنگی عاجزند و دلیل آن نیز به کارگیری اندیشه های پیر و فاسد از جانب وزیر فرهنگ می باشد.

 

عنوان های اصلی این نشریات همواره ستایش از بابا و مامان ملت است و اینکه وزیر فرهنگ کلاه اش را چگونه بر سر می گذارد.

 

۲) مطبوعات تنظیمی:

 

گروه های متخاصم مجاهدین که نتوانستند در جبهات جنگ به انهدام یکدیگر بپردازند، با به چاپ رساندن نشریه های جداگانه، اندیشه ی حذف روانی یکدیگر را دنبال می کنند.

 

این دسته، به روش "هدایت از بالا و اطاعت کور کورانه از پایین" اداره می شوند  و هرگونه انتقاد از مسایل داخلی، کفر مطلق شمرده شده و قبل از چاپ، زیر تیغ سانسور می رود.

 

اکثریت مطلق این گروه از مطبوعات، افغانستان را هنوز درگیر جنگ داخلی جلوه می دهند و می کوشند تا این کشور را اشغال شده و بی ثبات جلوه داده تا در صورت لازم وبا به دست آوردن کوچکترین بهانه ای، دوباره به شهروندان کابل حمله نموده و همانند سالهای جنایت، به چور و چپاول کابل پرداخته و در روستاهای خود، کاخ و کوخ بسازند.

 

نبود هیچ نشانه ای از خبرنگاری حرفه ای، خود سانسوری شدید، لفاظی و فحاشی به یکدیگر، نگارشی دور از اخلاق و مملو از احساسات منفی، وارونه جلوه دادن رخدادها و واقعیت های اجتماعی، توهین به مظاهر تمدن و پیشرفت و ... از مشخصات این گروه از مطبوعات می باشد.

 

۳) مطبوعات آزاد:

 

نشریات آزاد نیز همانند راه گم کردگانی هستند که هیچگاه تلاشی برای یافتن راه درست از خود نشان نمی دهند.

 

نباید از نظر دور داشت که رعایت اصول خبرنگاری در این دسته نمود بیشتری دارد اما از کاستی های بی شماری نیز رنج می برند.

 

فقدان یک راه کار فرهنگی همه گیر، حداقل کارمندان ممکن، بودجه ی ناکافی و دیگر مشکلات، مطبوعات آزاد را نیز دچار بی میلی و بی حوصله گی کرده است.

 

مطبوعات آزاد نیز همانند دیگر طبقات اجتماعی در لاک قومیت گرایی و قوم پرستی فرو رفته اند و عاجزند از اینکه افکار اکثریت عامه را در دست گیرند.

والسلام

 

 

یادداشت: چاپ این نوشته در هر نشریه ای از جانب نویسنده و با ذکر نام نویسنده بلا مانع است.         

                     

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/10/25ساعت 10:58  توسط سید مسعود حسینی  | 

سلام

از آنجایی که در کشور من افغانستان آزادی بیان به گونه ی مسخره ای استفاده می شود و اگر بخواهی سخنی در ارتباط با یک سیاستمدار بگویی که حتما تکه ی بزرگه ی تو گوش تو خواهد بود و تو را با مرگ همخوابه می سازند بر آن شدم تا وبلاگی بسازم تا دوستان اهل خرد و فرهنگ را به تاملی پیرامون آنچه که در این کشور بلازده و اشغال شده می گذرد، فراخوانم. باشد که به کار آید.

این وبلاگ را از کابل بارگذاری می کنم و هیچ ارتباطی به هیچ کدام از کشور ها و دولت های منطقه ندارد.

جا دارد از دوست ایرانی ام، اقای منصور نصیری هم سپاسگزار باشم که مشوق و آموزنده ی من در ارتباط با وبلاگ نویسی بوده اند.

ای هموطن!

از هر ملیت و قومی که هستی،

دست در دست هم دهیم دل شاد                     میهن خویش را کنیم  آزاد و آباد

+ نوشته شده در  جمعه 1384/10/16ساعت 7:54  توسط سید مسعود حسینی  |